دسته پیرامون کسب و کار

در محل کار چه نگوییم؟!

سازمان الکترونیک پیوست

این عبارات دارای قدرت شگفتی هستند. حتی زمانیکه از آنها درست و به جا استفاده کنید باز هم توانایی جالبی در نامطلوب نشان دادن وجهه شما خواهند داشت، خیلی ساده است! برخی عبارات هستند که شما نباید در محل کار استفاده کنید. وقتی کلامی از دهانتان خارج شد دیگر نمیتوان آن را برگرداند. منظورمان جک های قومیتی یا کلمات رکیک و یا سیاسی نیست، به کار بردن این کلمات تنها راهی نیست که وجهه خودتان را خراب کنید. بلکه راه های دیگری هم وجود دارد. اغلب آنها اظهارات ظریفی هستند که به کاربردنشان نقش مهمی در بی کفایت و نامطمئن نشان دادن شما دارد.
مهم نیست چقدر باهوش و با استعداد باشید و یا به چه موفقیت هایی دست یافته اید ولی به کار بردن بعضی عبارات می تواند دید افراد را نسبت به شما تغییر دهد و تا ابد تصویری منفی از شما در ذهن آنها ثبت کند. پیامدهای منفی این عبارات در کوتاه مدت فرصت های شغلی شما را تضعیف خواهد کرد. چند مورد از این قاتلان حرفه ای را به تازگی در گوشه و کنار محل کار خود شنیده اید؟

آداب درخواست افزایش حقوق

درخواست حقوق

هر کارمندی دوست دارد که حقوقش بیشتر باشد. بعد از مدتی که از استخدام می‌گذرد، دلمان می‌خواهد افزایش حقوق بگیریم. کارفرمایی که به کارش وارد است، می‌داند چه زمان و به چه شکل حقوق کارمندانش را بیشتر کند. با این وجود اگر کسی دلش بخواهد زودتر درخواست افزایش حقوق بدهد، یا احساس کند که کارفرما توجهی به افزایش دریافتی او ندارد، می‌تواند درخواست خود را به شکلی موثر مطرح کند بسیاری از مردم وقتی افزایش حقوق می‌خواهند، به هزینه‌های زندگی خودشان اشاره می‌کنند. این کار اشتباه است. هزینه‌های زندگی شما هیچ ارتباطی به کارفرما ندارد. این طور نیست که اگر هزینه‌هایتان دو برابر شود، حقوق شما هم دو برابر بشود.اما تغییر در هزینه‌ها و منافع شرکت، می‌تواند به سادگی بر مقدار دریافتی شما تاثیر بگذارد.

بدترین راه پاسخگویی به شکایات مشتری چیست؟

شکایات مشتری

نظریه واکنشی یک مفهوم روانشناختی است که توسط Jack Brehm که یک روانشناس آمریکایی می باشد، در سال ۱۹۶۶ مطرح شده است. ایده اصلی این نظریه این است که وقتی کاری کنید که افراد احساس کنند محدود شده اند، آنها سعی می کنند در مقابل این محدودیت بایستند. زیرا احساس می کنند شما آزادی و استقلال آنها را تهدید می کنید. این موضوع با روانشناسی معکوس در ارتباط است که در آن اگر شما به فردی بگویید تو نمی توانی کاری را انجام بدهی، تمام تلاشش را برای انجام دادن آن به کار می گیرد.

هنگامی که نماینده یک شرکت به مشتری می گوید که چه کاری را باید انجام دهد و چه کاری را نباید انجام دهد، نگرش واکنشی مشتری را در حالت تدافعی قرار می دهد. “شما نمی توانید سفارش را پس بفرستید” یا “باید با این شماره تماس بگیرید”. با شنیدن جملاتی مانند اینها، مشتریان احساس می کنند شما یک فرد بزرگ بر فراز یک تپه بلند هستید و در مقابل، آنها هیچ قدرت و اختیاری ندارند. در نتیجه هر چه بیشتر تلاش می کنید قانونی متناسب با سیاست ها و رویه ها تصویب کنید، دلخوری و ترس آنها بیشتر می شود و بیشتر تمایل پیدا می کنند که شما را به چالش بکشند. در این دنیای شلوغ تکنولوژی محور، مشتریان پاسخ ها و راه حل های سریع را می خواهند. اگر کسب و کاری بتواند آن را ارائه دهد، می تواند پول خود را پس انداز کرده و وفاداری مشتری را به سادگی در یک حرکت به دست آورد.
مشتریان به همان اندازه که خدمات سریع را می خواهند، خواهان برابری و شنیده شدن نیز می باشند. در ادامه بینیم که چطور وقتی که می خواهید به شکایات یا درخواست های مشتری پاسخ دهید، می توانید مانع رخ دادن نظریه واکنشی منفی شوید: